امیدوارم مادرم منو ببخشه - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 14:24
امیدوارم مادرم منو ببخشه.... یاد روزهای سخت گذشته افتادم....روزهایی که بخاطر یه آدم معتاد بی ارزش دل مادرم رو شکستم....تو دوران عقد بودم که فهمیدم شوهرم اعتیاد داره اون زمان درک نمیکردم معتاد به کی میگن فکر میکردم ترک دادن یه معتاد بی اراده آسان و کاری نداره واسه همین میخواستم قبل از اینکه خانواده ا...
مهندس ضایعات - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 14:24
من به واسطه کلاسهای ترویجی جهاد کشاورزی با مهدی آشنا شدم من واسه گرفتن مدرک مهارت در کلاسها شرکت کرده بودم و مهدی مدرس اون کلاسها بود....بعداز کلاس کارورزها چه مهندس مهندسی میکردن دنبال مهدی!! کی باورش میشه اون مهندس الان تو خیابونها ضایعات جمع میکنه!!!! روزهای آخر زندگیم با خودم گفتم این دیگه درست ...
نفقه - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 14:24
از اواسط سال 93 که جدا شدم با اینکه شوهرم ملزم به پرداخت نفقه پسرم شده بود اصلا نفقه پرداخت نکرد و نفقه عقب افتاده تا اتمام سال96 خیلی زیاد شده بود اواخر سال 96بود که دوباره رفتم واسه نفقه عقب افتاده شکایت کردم و از سوی دیگر چون نفقه توافقی بین ما بسیار ناچیز بود درخواست رشد نفقه هم دادم که با بهانه...
طلاق شیرین - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 14:24
طلاق شیرین..... امروز داشتم تو پرونده های دادگستری داستان زندگی دختری رو میخوندم که خیلی منو شوکه کرد گفتم بیام اینجا بنویسم شما هم شوکه بشید....یه آقای ثروتمند 70ساله که همسرش فوت کرده بوده عاشق دختر 22ساله سرایدارش میشه و اونو با وعده پول زیاد از پدرش خواستگاری میکنه دختره واسه اینکه بدبختی های خا...
شعر من - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 14:24
باز امشب دل طوفانی دریا مرا میخواندزلفهای پریشانی امواج ... در هیاهوی نگاهم ، مهتابباز امشب مرا میخوانددر سکوت گریه های کرجینغمه مرده شب را میشنومو دلم آگاه است...و نگاهم داناست...که زمین مامن نیست!روی این زره خاکزیر این گنبد دوار بزرگذره عشقی در این معدن نیستتیک تاکی میگذرد...دل ناآرامم ِِ، زده خود...
کاش زنها بعداز طلاق می مردند - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 14:24
دلم از زخم و زبان مردم خیلی گرفته از اونایی که فکر میکنند ما بیوه ها فاحشه ایم و یا جزام داریم از اونایی که حتی اینو به زبون میارند و شکستن دل یک انسان براشون مهم نیست....خدایا خسته ام....خدایا دلم برات تنگ شده....کاش میشد تورو بغل بگیرم و تو بغلت گریه کنم....کاش هیچ زنی طعم شکست تو زندگیشو نچشه.......
دنیا گرده - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 14:24
دنیا گرده.... در روز جاری خبری شنیدم که مدتها بود آرزوشو داشتم اما وقتی شنیدم خیلی ناراحت شدم....یه آقایی محل کارم زنگ زد واسه پادرمیانی که به مهدی دلگرمی و امیدواری بدم که بتونه خودشو جمع کنه میگفت مهدی شیشه میکشه و کارتن خواب شده و دیگه بیچاره شده....خیلی دلم براش سوخت یه مهندس حالا کارتن خواب شده...
تازه داشتم رنگ آرامش رو میدیدم - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 14:24
تازه داشتم رنگ آرامش رو میدیدم... خیلی وقت بود مهدی مزاحمم نشده بود داشتم راحت زندگیمو میکردم از وقتی هم که فهمیدم اعتیادش شدیدتر شده و به مواد صنعتی رو آورده دیگه کلا بیخیالش شده بودم تا اینکه سه روز پیش تلفن محل کارم زنگ خورد و من بیخبر از اون طرف خط گوشی رو برداشتم دیدم مهدی هستش سعی کردم خونسرد ...
روزی که خدا بهم رحم کرد..... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 18:05
البته ببخشید که عکس اینوریه!!!!!!!!!!!!!!!!!
امیدوارم مادرم منو ببخشه.... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 18:05
یاد روزهای سخت گذشته افتادم....روزهایی که بخاطر یه آدم معتاد بی ارزش دل مادرم رو شکستم....تو دوران عقد بودم که فهمیدم شوهرم اعتیاد داره اون زمان درک نمیکردم معتاد به کی میگن فکر میکردم ترک دادن یه معت
مهندس ضایعات..... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 18:05
من به واسطه کلاسهای ترویجی جهاد کشاورزی با مهدی آشنا شدم من واسه گرفتن مدرک مهارت در کلاسها شرکت کرده بودم و مهدی مدرس اون کلاسها بود....بعداز کلاس کارورزها چه مهندس مهندسی میکردن دنبال مهدی!! کی باور
نفقه.... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 18:05
از اواسط سال 93 که جدا شدم با اینکه شوهرم ملزم به پرداخت نفقه پسرم شده بود اصلا نفقه پرداخت نکرد و نفقه عقب افتاده تا پایان سال96 خیلی زیاد شده بود اواخر سال 96بود که دوباره رفتم واسه نفقه عقب افتاده
طلاق شیرین..... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 18:05
امروز داشتم تو پرونده های دادگستری داستان زندگی دختری رو میخوندم که خیلی منو شوکه کرد گفتم بیام اینجا بنویسم شما هم شوکه بشید....یه آقای ثروتمند 70ساله که همسرش فوت کرده بوده عاشق دختر 22ساله سرایدارش
شعر من..... - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 18:59
xa0 باز امشب دل طوفانی دریا مرا میخواند زلفهای پریشانی امواج ... در هیاهوی نگاهم ، مهتاب باز امشب مرا میخواند در سکوت گریه های کرجی نغمه مرده شب را میشنوم و دلم آگاه است... و نگاهم داناست... که زمین مام
کاش زنها بعداز طلاق می مردند.... - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 18:59
دلم از زخم و زبان مردم خیلی گرفته از اونایی که فکر میکنند ما بیوه ها فاحشه ایم و یا جزام داریم از اونایی که حتی اینو به زبون میارند و شکستن دل یک انسان براشون مهم نیست....خدایا خسته ام....خدایا دلم برات تنگ شده....کاش میشد تورو بغل بگیرم و تو بغلت گریه کنم....کاش هیچ زنی طعم شکست تو زندگیشو نچشه.......
قدر عافیت.... - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 18:59
چند روزیه که دل درد عجیبی دارم که یهو زیر دلم درد میگیره جوری که چند لحظه نمیتونم تکون بخورم و سرگیجه دارم نمیدونم چه اتفاقی افتاده همش میگم فردا خوب میشم....چند روزه خیلی به سرطان فکر میکنم....
دنیا گرده.... - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 18:59
امروز خبری شنیدم که مدتها بود آرزوشو داشتم اما وقتی شنیدم خیلی ناراحت شدم....یه آقایی محل کارم زنگ زد واسه پادرمیانی که به مهدی دلگرمی و امیدواری بدم که بتونه خودشو جمع کنه میگفت مهدی شیشه میکشه و کارتن خواب شده و دیگه بیچاره شده....خیلی دلم براش سوخت یه مهندس حالا کارتن خواب شده!....ولی بهش گفتم شر...
تازه داشتم رنگ آرامش رو میدیدم... - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 18:59
خیلی وقت بود مهدی مزاحمم نشده بود داشتم راحت زندگیمو میکردم از وقتی هم که فهمیدم اعتیادش شدیدتر شده و به مواد صنعتی رو آورده دیگه کلا بیخیالش شده بودم تا اینکه سه روز پیش تلفن محل کارم زنگ خورد و من ب
وفاداری حیوانات بیشتر از انسانهاست.... - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 18:59
دوستانی که وبلاگ منو میخونند میدونند که من چون حیاطم بزرگه یه گوشه حیاط جایی رو ساختم که توش پرنده نگه میدارم. چندروز پیش صبح که از خواب بیدار شدم دلم خیلی گرفته بود انگار یکی رو میخواستم که تو بغلش گ
دلم گرفته باز... - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 18:59
امروز دلم خیلی گرفته بغض دارم دلم میخواد برم یه جای دور جایی که هیچکس نباشه زار زار گریه کنم....احساس میکنم دارم کم میارم...یکساعت پیش که داشتم از سرکار میومدم با خودم فکر میکردم چی میشه اگه یه لحظه حواسم پرت بشه و فرمون از دستم در بره و بزنم به یه دیواری چیزی و همه چی تموم بشه....باز بخاطر بچه ام ک...