در روز جاری خبری شنیدم که مدتها بود آرزوشو داشتم اما وقتی شنیدم خیلی ناراحت شدم....یه آقایی محل کارم زنگ زد واسه پادرمیانی که به مهدی دلگرمی و امیدواری بدم که بتونه خودشو جمع کنه میگفت مهدی شیشه میکشه و کارتن خواب شده و دیگه بیچاره شده....خیلی دلم براش سوخت یه مهندس حالا کارتن خواب شده!....ولی بهش گفتم شرمنده من نمیتونم بهش امیدواری الکی بدم چون من دیگه نمیتونم بهش فکر کنم من راه زندگیم عوض شده....خیلی دلم بحالش سوخت...ولی نمیتونم براش کاری بکنم....