دلم از زخم و زبان مردم خیلی گرفته از اونایی که فکر میکنند ما بیوه ها فاحشه ایم و یا جزام داریم از اونایی که حتی اینو به زبون میارند و شکستن دل یک انسان براشون مهم نیست....خدایا خسته ام....خدایا دلم برات تنگ شده....کاش میشد تورو بغل بگیرم و تو بغلت گریه کنم....کاش هیچ زنی طعم شکست تو زندگیشو نچشه....کاش هر زنی طلاق گرفت بمیره و از این مردم بدبین و بدفکر جدا شه..... کاش اینجا مشهد بود....شب میتونستم برم حرم روبروی پنجره فولاد تا صبح مینشستم و با امام رضا درد
برچسب:
نویسنده: مهسا حسینپور