از اواسط سال 93 که جدا شدم با اینکه شوهرم ملزم به پرداخت
نفقه پسرم شده بود اصلا نفقه پرداخت نکرد و نفقه عقب افتاده تا پایان سال96 خیلی زیاد شده بود اواخر سال 96بود که دوباره رفتم واسه نفقه عقب افتاده شکایت کردم و همچنین چون نفقه توافقی بین ما بسیار ناچیز بود درخواست افزایش نفقه هم دادم که با بهانه آوردن شوهرم که ندارم و نمیتونم بدم با نصف نفقه تعیین شده موافقت شد همونجا رییس دادگستری به مهدی گفت نفقه رو کم برات تعیین کردم به شرطی که ماه به ماه پرداخت کنی و واسه پرداخت بهانه در نیاری اگه بیکاری هم باید کار کنی چون بچه داری و نفقه اش گردن شماست و نمیتونی از زیر بار مسئولیتش شونه خالی کنی....من گفتم جناب رییس من میدونم این نفقه نمیده و از این در بره بیرون دیگه نمیتونم پیداش کنم رییس به مهدی گفت اگه از این به بعد فقط یکماه نفقه عقب بیوفته خودم حکم جلبت رو صادر میکنم.....الان شش ماه از اون روز میگذره و مهدی فقط 100تومان پرداخت کرده!!! میدونم الان خودش هم به نون شب محتاجه اما خیلی ازش متنفرم دلم میخواد برم دوباره دادگستری حکم جلبش رو بگیرم....آخه من و بچه ام چه گناه کردیم که پا به این زندگی سخت گذاشتیم؟ اون اگه پول نداره و کار نداره بخاطر تنبلی خودشه پسرم که نمیتونه بخاطر اینکه آقا معتاده و حال نداره کار کنه از حق اش بگذره....اونقدر ازش متنفرم که دلم میخواد اونو پشت میله های زندان ببینم...اون باعث شد من الان روزهای سختی رو بگذرونم پس باید تاوانش رو بده.....
برچسب:
نویسنده: مهسا حسینپور
تاريخ: يکشنبه
1 دی
1398 ساعت: 18:05