خرید بک لینک
داشتم از پنجره اتاق از دور چراغهای شهر رو نگاه میکردم بیشتر دلم گرفت!

هر خونه ای چندتا پنجره روشن داره این یعنی اینکه تو هر خونه چندنفر دارند زندگی میکنند تو یه خونه شادی هست تو یه خونه غم تو هر خونه هرچی که باشه زندگی در جریانه اما خونه من چی؟! فقط سکوت و تنهایی که من محکومم به اون...نمیدونم چرا تو این شهر من و زندگیم با بقیه فرق میکنم خدایا خسته شدم پس این امتحانت کی تموم میشه؟خدا من تو این امتحان قبول نمیشم برگه ام رو بگیر بذار برم بیرون دیگه تحمل ندارم....

جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۶22:53یسنا |

برچسب: دنیای,بزرگی,میگیره, نویسنده: مهسا حسین‌پور تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 23:50

صفحه بندی